تبليغاتX
(¯`·.،Tanha_.TALA._.·´¯)
شکستن دل من مگر چقدر قدرت می خواست که فکر میکنی قوی ترینی

از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد


غمهای زمانه را فراموشم کرد


براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

ای داد دوباره کار دل مشکل شد


نتوان ز حال دل غافل شد


عشقی که به چند خون دل حاصل شد


پامال سبکسران سنگین دل شد


براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس
 ام اس سايت كوچولو::

عشق تو به تار و پود جانم بسته است


بی روی تو درهای جهانم بسته است

 

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من


یک جان و هزار گونه فریاد از تو


براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت


با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت


براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت
 كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

کجایی ای رفیق نیمه راهم

 
که من در چاه شبهای سیاهم


نمی بخشد کسی جز غم پناهم


نه تنها از تو نالم کز خدا هم



براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

عشق را دریاب و خود را واگذار


تا بیابی جان نو خورشیدوار


براي خواندن اس ام اس هاي
 بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

گلی را که دیروز


به دیدار من هدیه آوردی ای دوست


دور از رخ نازنین تو


امروز پژمرد

 
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::
هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یک جا جمع نمیشود که در همین 3 وجه‌ی کوتاه: او دوستم ندارد

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس.

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

با تو از خاطره‌ها سرشارم,

با تو تا اکثر شب بیدارم.

عشق من دست تو یعنی خورشید,

گرمیه دست تو را کم دارم!


 

ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم.. آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني...
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد.
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

ديشب فرشته اي فرستادم تااز تو مواضبت كنداماوقتي رسيد توخواب بودي زود برگشت وگفت هيچ فرشته اي
 
 نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد
 
بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز.
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

قفل ها كه بي كليد شدن. چشم ها به در سفيد شدن . چه امتحان خوبيه . دوريت عجب غروببيه
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::


مهم نیست قشنگ باشی ،قشنگ اینه كه مهم باشی حتی برای یك نفر........
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

واسه ما جشن تولدت يك بهونه بود هميشه . كه رو هديه بنويسي دلم از تو دور نيمشه

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::
بازي روزگار را نمي فهمم ! من تو را دوست دارم تو ديگري را....ديگري مرا ...وهمه ي ما تنهاييم.

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::
تنها ارزوم همينه. تا يادم نرفته راستي كاش يك روز بهم بگي من همونم كه ميخواستي

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس
 ام اس سايت كوچولو::
معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم
 
جدایی گفت نگو

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::
يكم برس باز به خودت ميخوام بيام تولدت . اون وقتا اينجوري نبوذ راهت به اين دوري نبود

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::
اولا مهربون ترن اونا كه همسفرند . اشك منم كه جاريه نگه دار يادگاريه

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

کاش گل بودی تا به تلافی همه ی بدیهایت تو را پرپر میکردم
 
براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::

با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگوویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 9:21  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

دلم را سپردم به بنگاه دنیا


و هی آگهی دادم اینجا و آنجا


و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت


و هی این و آن  سرسری آمد و رفت



ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد


دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد

یکی گفت:


چرا این اتاق پر از دود و آه است


یکی گفت:


چه دیوارهایش سیاه است


یکی گفت:


چرا نور اینجا کم است


و آن دیگری گفت:


و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است



و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری


ومن تازه آن وقت گفتم:


خدایا تو قلب مرا می خری؟

و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست


و در را به روی همه پشت خود بست

و من روی آن در نوشتم:


ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم


از این پس به جز او خدا کسی را نداریم

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 13:13  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

 

من محکوم شدم به تنهایی...
 
کوله بارم را به دستم دادی و مرا از جزیزه قلبت تبعید کردی به
 
دوردست ها ....
 
آنقدر دور که هوای برگشتن به سرم نزند
 
تو برای مجازات کسی که نمی دانست مرتکب کدامین گناه بود
 
مجازاتی این چنین سنگین برایش رقم زدی نیازی نبود و امدار این همه فاصله شوی...
 
شاید این من بودم که نمی دانستم در آستان قصرپادشاهی
 
قلبت صادقانه دوست داشتن جرم است و گناهی بزرگ......
 
نترس.....سرزنشت نمی کنم.....نای برگشتن را هم ندارم....
 
همان یک ذره نیرو و توانی را هم که داشتم خرج دلتنگی هایم کردم...
 
درست است ناعادلانه مجازاتم کردی....و درکمال بی انصافی
 
و نهایت دلبستگی مرا از خود راندی....
 
اما آیا می دانستی هنوز هم توی آن پادشاه کلبه حقیر قلبم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
www.funchoice.blogspot.comwww.funchoice.blogspot.comwww.funchoice.blogspot.comwww.funchoice.blogspot.com
من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد ( عشق )
 
من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.

من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم،
 
 در مهرباني، در دلتنگي،
 
 در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.

من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و
 
تمام سخاوت هاي
 
عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر
 
 نجواي کوچک،
 
برايش يک خاطره باشد.

او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي
 
 است؛ يا آن دلي که من
 
 برايش مي ميرم، سرد و باراني است.

اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که
 
 قلبش بعد از هزار بار
 
 ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد. همان طور
 
 عاشق، همان
 
طور مبهوت و مبهم...

تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛

ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟
 
آيا او بيشتر از من براي تو
 
 گريسته است؟؟
 
نه... هرگز...هرگز

ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...

مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي...

يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود. روزهايي
 
 که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين من و تو،...

هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم

کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد...
 
 www.funchoice.blogspot.com
 
 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 12:3  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

 

سالی سرشار از لطف و صفا را برای شما عزیزان

ارزو مندم ...... دعا سال جدید از طرف خود امید است شما نیز امین بگوید

یارب در این دنیا هرکس که دلی را می شکند صدها بار دل او را بشکن

یارب هرکسی که خانه  دلی را تباه میکند دلش را مثل شمع بسوزان

یارب از دل شکستان مگذر و صدای انها را بشنو

خداوند تنها تو ای که می شنوی صدایمان را پس بار الها ما را تنها مگذار

و مرحم دلهایمان باش ... بشکن دلی را که شکست دل مان را نگذر از کسی که

بوچ برای او احساسمان ...یارب تنها تو دیدی اشک ریخته و تنها تو درک کردی صدای

دل شکسته را

به امید سالی خوب ونیکو برای تک تک شما عزیزان

امین

 

 

خودت را از کسی پس نگیر شاید این تنها چیزیست که او دارد...

وقتی که میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر کن...

شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود

View Full Size ImageView Full Size Image

 

تو میروی و من فقط نگاهت میکنم..تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم..
 
بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقی است
 
View Full Size ImageView Full Size Image
شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر
 
از دل پر درد گل یاس نداشت..باید اینطور نوشت: هر گلی باشی چه شقایق چه پیچک
 
 و یاس زندگی اجباریست..زندگی در گرو خاطره هاست.. خاطره در گرو فاصله
 
 هاست.....فاصله تلخترین خاطره هاست
View Full Size ImageView Full Size Image
 
رفتی ...... ساده ،ساده مثل دلتنگی های من ،ساده مثل سادگیهایم من ماندم و یک عمر .....و حتی باور نکردم این بریدن را

 

از من دل بریدی و ندیدی که بی تو چه بر سر من می آید ،بغضی که به دست تو بود شکست و چشمانم که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به این اشکها هم اعتنا نکردی

 

                    *****

 

هیچ گناهی بالاتر از آن نیست که قلب کسی را بشکنی در حالیکه عشق تو را در خود جای داده است
 
                  ****

 

از طرف اونی که تنهاست ،تنها نا امیده ،تنها میره،تنهاش میذارن تنها نمیذاره،تنها یه آرزو داره اینکه تنهاش نذاری.......،.........
 www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com
 
www.hamtaraneh.com
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:28  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

به خداعشق به رسوا شدنش می ارزد

وبه لیلی وبه مجنون شدنش می ارزد

دفترقلب مرا واکن ونامی بنـــــــــــویس

سندعشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه ای ازنرسیدن هایــــم

کوشش رود به دریاشدنش مــی ارزد

کیستم بازهمان آتش سردی که هنوز

حتم دارد که به احیاشدنش می ارزد

بادودست توفروریختن دم به دمــــــم

به همان لحظه برباشدنش می ارزد

دل من درسبدی عشق به نیل توسپرد

نگهش دارکه به موسی شدنش می ارزد

 
 

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

www.hamtaraneh.com

www.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 13:16  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 
www.hamtaraneh.com
 
 
روز بعد از رفتن تو آینه جا خورد تا منو دید

آینه با من گفتگو کرد اول از حال تو پرسید

روز بعد از رفتن تو رازقی مرد، باغچه خشکید

دل اطلسی شکست و شعرم از دست تو رنجید

روز بعد از رفتن تو ظلمت تازه ورق خورد

نسترن های رو طاقچه بی تو پرپر شد و پژمرد

نفسامو تو سینه پس زد، زمین عاشقاشو بلعید

شیشه ی پنجره یخ زد، بارون فاجعه بارید

عابر دیوونه این بار به من دیوونه خندید

عکس یادگاری ما بعد تو منو نبخشید
 
Image and video hosting by TinyPic
می بينی!!!!

تو چه آرام می گذری از کنار تنهاييم

نيم نگاهی ولبخندی

به نشانه دوستی

يا رسم وعادت ديرين

برای تسکين قلب من است يا افکار خودت؟؟؟؟؟????

نمی دانم!!!!

هر چه هست

قلب مرا به آتش می کشاند

چشمانم را می سوزاند

لبانم را قفل می کند.

همين . . . . .
 
               
 نمی دانم كه این عشق چگونه بر  . . . .
 
كویر خشك قلبم بارید كه دل بی خبرم عاشق شد



و به عشقش می بالد . . .



نمی دانم می داند كه با دیدنش می رود از تن و جانم خستگی . . .



نمی دانم تا كی عاشق می ماند . . .



نمی دانم می داند بدون او بی قرارم ، هیچم ، پیچم . . .



نمی دانم می داند در انتظار فردای با او بودنم . . .



نمی دانم چگونه سر کنم لحظات بی او بودن را . . .



نمی دانم می داند كه هیچگاه عشق واقعی نمی میرد . . .



نمی دانم می داند دوست ندارم در رویای كسی دیگر باشم
. . . .
 
www.hamtaraneh.com
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 9:8  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

Beating HeartBeating HeartBeating HeartBeating Heart

            از واژه های خیس من تا تو ، دریا  نشست  و  بی صدا خندید  
 
            یک آسمان  پروانه در چشمت ، آرام  پشت  واژه  ها  خندید
 
            میخواستم  قسمت  شود دیروز ، در لحظه های آبی امروز
 
             پرواز کردی تا دل فردا . ایکاش و اما و چرا ؟ خندید
 
             هی پرسه میزد شانه هایت را، پیشانی داغ غزل در من
 
               دیوانگی هم عالمی دارد ، گفتم  وَ  قلبت آشنا خندید 
 
             رد میشد از پس کوچه های عشق، چیزی شبیه من شبیه تو
 
         آتش  زدم  بر گونه های  شب  ،  مهتاب  رقص  شعله  را خندید
 
              دلواپسی  بو د و  سکوت  تو ، دلواپسی  بود  و  نگاه من  
 
              یک بار دیگر زندگی کردم ، چشمان غمگین تو تا خندید
                                                 
                   Fast & Free
Image Sharing
 
 
                         Fast & Free Image Sharing   بيا امشب دمي با من کنار بسترم بنشينFast & Free Image Sharing
 
                      Fast & Free Image Sharing من از عشق تو مي سوزم تو با خاکسترم بنشينFast & Free Image Sharing
 
                       Fast & Free Image Sharing به اشک چشم و خون دل تو را من آرزو دارمFast & Free Image Sharing
 
                            Fast & Free Image Sharing بيا همچون غبار غم به چشمان ترم بنشينFast & Free Image Sharing
 
                    Fast & Free Image Sharing      مرا گفتي که مي آيم تو را باور نمي کردمFast & Free Image Sharing
 
                    Fast & Free Image Sharing   در اين غم خانه هستي به باغ باورم بنشينFast & Free Image Sharing
 
                       Fast & Free Image Sharing     به حاتم خانه چشمم اگر ديدي غمي پنهانFast & Free Image Sharing
 
                  Fast & Free Image Sharing    قدم بردار از آن چشم و به چشم ديگرم بنشينFast & Free Image Sharing
 
                   Fast & Free Image Sharing به جانم آتش عشقت ببين امشب چه مي سازدFast & Free Image Sharing
 
                   Fast & Free Image Sharing     مرا ديدي اگر بي جان کنار پيکرم بنشينFast & Free Image Sharing
 
                        Fast & Free Image Sharing   زه آه آتش افروزم پياپي شعله مي باردFast & Free Image Sharing
 
                           Fast & Free Image Sharing   بيا آب محبت شو به روي افکرم بنشينFast & Free Image Sharing
 
                      Fast & Free Image Sharing مرا رسوا چو مجنون بيابان گرد مي خواهيFast & Free Image Sharing
 
                      Fast & Free Image Sharing    مکن اي نازنين ديگر از اين رسواترم بنشينFast & Free Image Sharing
 
                 
                   
                                                                
                                              
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 9:15  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 
گفتی پرنده ات اسیر است به دامم

گفتم که دگر من پر پرواز ندارم

گفتی سکوت است چو قفلی بر لب تو

گفتم که دگر میل به آواز ندارم
 
www.hamtaraneh.com
 
اخرین دیدار پشت دیدگان مر طوبم.عاشقانه از تو می گویم مثل پچکی

خسته.از کنار غصه میرویم از تو گر چه رنجیدام،دل نکندم از یادت.

با صدای زخمی قلبم،می زنم هر شبانه فریادت .باز همچنان من تنها،

می خزم روی سردس جاده بر شقیقه زمین انگار،جای ای من وتو مانده

می نویسم دوباره از اندوه می سپارم

دوباره دل بر غم می کشم شکسته قلبی را که فریب خورده از دو چشم نم

خسته ام.

خسته از دیروز که تمامش دروغ محض بود وچه نفرت گر فته ام از عشق

که مرا به وسوسه الود،چشمه اشک عا قبت خشکید،بر سر بستر دل تب

دار او هنوز در گلو به جا مانده بغض سو زان اخرین دیدار....
 
www.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.com
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 8:38  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

 

گل نسترن
 
ترا به خاطر خودت نه براي تمنا ها و هوسهاي دل خويش دوست مي دارم.
 
افسوس مي خورم كه چرا دنياي عشق را از دريچه شهوت مي نگري
 
احساسات عنان گسيخته ات نسبت به ديگري مرا بر ان نمود كه از تو جدا شوم و برايت بنگارم
 
اي هوسباز چرا رمز عشق را ندانسته عاشق شدي خويش را در رديف عاشقان ميار
 
عشق ،عاشق ،معشوق شهوت را يگانه مايه ي ناببودي عشق مي دانند.
 
برو ... برو تا آتش شهوتت را با بدن بلورين او خاموش سازي و ميان دستهاي ديگري لمس شوي.
 

تنها با شعر هست که می توان درد را کمی تسکین داد

تنها با شنیدن و دیدن این جملات است که به خودمان می قبولانیم ما هم می توانیم کمی ارام گیرم

سخت است اری سخت است فکرنکردن به ان چیزهای که بود

و جدا شدن از خاطرات ......

با تو من رنگ طلوعم

بی تو من سرخ غروبم

از تو و سکوت عشقت

سارشارمو من پرفروغم

قاب عکست روی دیوار

خاطراتی ماندگار

هیچوقت از یادم نمیره

با گذشت روزگار

 

ماتم اون شب سياه

تبر زده به جونم

دلم خيلي گرفته

بي تابو بي نشونم

عکس دل خودم رو

تو چشماي تو ديدم

اما چه زود عشقمو

با حرف دل شنيدم

دلم مي گفت دروغه

باور نکن اين عشقو

ديدي چشاتو کور کرد

حرفاي اونو نشنو

به دل پاکو سادم

گفتم منم اسيرم

منم شدم يه عاشق

از شادي بي نصيبم

اما دروغ بود عشقش

اينو حيف دير فهميدم

وقتي که مرگ قلبمو

تو اشک پاکم دیدم

چه قدر قشنگ بود

حرفاي دل پاکم

اما انگار کر شدم

نشنيدم حرفاشو من

سلام ای بی وفا ،‌ ای بی ترحم


سلام ای خنجر حرفای مردم


 سلام ای آشنا با رنگ خونم


سلام ای دشمن زیبای جونم


بازم نامه می دم با سطر قرمز


 آخه این بار شده من با تو هرگز


 نمی خوام حالتو حتی بدونم


 تعجب می کنی آره همونم


 همونی که زمونی قلبشو باخت


 همون که از تو یک بت ،‌ یک خدا ساخت


 همونی که برات هر لحظه می مرد


 که ذکر نامتو بی جون نمی برد


همونم که می گفتم نازنینم


بمیرم اما اشکاتو نبینم


 همون که دست تو ،‌ مهر لباش بود


 اگه زانو نمی زد غم باهاش بود


حالا آروم نشستم روی زانوم


 ولی دیگه گذشت اون حرفا ،‌ اقا 


 تعجب می کنی آره عجیبه


 می خوام دور شم ازت خیلی غریبه


 خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟


 با این نامردیات بازم باهاتم ؟


 برات کافی نبود حتی جوونیم


 تموم شد آره گم شد مهربونیم


 دیگه هر چی کشیدم بسه پسر 


 نمی بینیم همو این خوبه ،‌ بهتره


 دیگه بسه برام هر چی کشیدم


 فریبی بود که من از تو ندیدم ؟


 دروغی هست نگفته مونده باشه ؟


 کسی هست تو خیال تو نباشه ؟


عجب حتی دریغ از یک محبت


دریغ از یک سر سوزن صداقت


 دریغ از یک نگاه عاشقونه

 

 دریغ از یک سلام بی بهونه


نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست


 اگر چه این چیزا درد شما نیست


گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟


 چیه توهین به ذات محترم شد ؟


 دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ
که عشق ما رسید به سد هرگز

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 7:21  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

مي رسد روزي که فرياد وفا را سر کني

مي رسد روزي که احساس مرا باور کني

مي رسد روزي که نادم باشي از رفتار خود

خاطرات رفته ام را مو به مو از برکني

مي رسد روزي که تنها ماند از من يادگار

نامه هاي کهنه اي را که به اشکت تر کني

مي رسد روزي که صبرت سر شود در پاي من

آن زمان احساس امروز مرا باور کني

                                          sarbnadar-boy.coo.ir

 

نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده


صدا که مرحم فریاد بود زخم مرا


به پیش درد عظیم دلم خجل مانده


از دست عزیزان چه بگویم ! گله ای نیست


گرهم گله ای هست ، دگرحوصله ای نیست


سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم


هرلحظه جزاین دسته مرا مشغله ای نیست


دیریست که ازخانه خرابان جهانم


برسقف فرو ریخته ام ، چلچله ای نیست


درحسرت دیدار تو آواره ترینم


هرچند که تامنزل تو فاصله ای نیست

sarbnadar-boy.coo.ir

نخواهم گل،که گل بی اعتبار است           تمام عطر آن فصل بهار است

تو را خواهم من از گلهای عالم               که عطر توهمیشه ماندگار است

 www.sarbandar-boy.coo.ir

اوني كه مي خوام من نه ستارست نه فرشته

اخه من ديگه مي دونم دوره اين حرفا گذشته

مثل شيرين و نمي خوام كه دروغ باشه تو كارش

عشق فرهاد و ببينه ولي خسرو بشه يارش

مثل ليلا رو نمي خوام واسه مجنون ناز

بياره بشكنه چينيش و اما اخرش تنهاش بزاره

عشق و رو هوس نمي خوام كه فقط يه لحظه باشه

از پي عشق زليخا پشت يوسف پاره باشه

من پذيرفتم شکســــــــت خويش را

 پندهاي عقل دور انديش را

من پذيرفتم که عشق افسانه است

 اين دل درد اشنا ديوانه است

ميروم از رفتن من باش شــــــــــــاد

از عذاب ديدنم ازاد باش

گر چه تو زودتر از من ميـــــــــــروي

 آرزو دارم ولي عاشق شوي

ارزو دارم بفــــهـــــمي درد را

تلخي برخورد هاي سرد را....


 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 10:6  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/

 
صدای اشک من ناقوس مرگ است
 کتاب عشق من تنها سه برگ است
 یکی برگ فراق و درد اسیری یکی رسوایی و درد فقیری 
یکی دیگر نگویم آیا ندیدی !؟ همان برگ تار نا امیدی 
 
 
عشق رازی است مقدس.
برای کسانی که عاشقند,
عشق برای همیشه بی کلام می ماند,
اما برای کسانی که عشق نمی ورزند,
عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست.
عشق بورزید تا به شما عشق بورزند
 
 
                            آنگاه که نگاهت را به سوی چشم هایم با معجزه ی عشق چرخاندی ،
 
            من صید عشق تو گشتم و در دام عاشقی به جای دست و پا زدن آرام به صدای قلبم گوش دادم .
 
                   مهربانم ! نگاهت پلک های مرا از حرکت باز ایستاد و ضربان قلبم از یکنواخت
 
                 زدن نجات داد و تو در وجود من جایگاه عظیمی همچون شاهزاده بر تخت فرمانروایی
 
              پیدا کردی و بر بلندای خانه قلبم نشستی و من همچون سربازی سر به سجده ی عشق 
 
                                             تو بودم و حال از تو فرمان می گیرم .
 
                       ای مهربانم  ! آغوش گرمت سردی تن رنجورم را خنثی می کند و
 
                هنگامی که با عشق بر گیسوانم دست می کشی و با برق نگاهت دلم را ناز می کنی
 
            من عطش عشق تو را در درونم دو چندان می بینم و شوق دیدارت مرا امید زنده بودن
 
            می دهد و من آسوده ، که در این دنیای بزرگ قلبی به یاد من در جسمی پر از عاطفه می تپد .
              عزیز جان ! تمام وجودم به رهت وجودی نا قابل است در برابر عظمت تو .
 
            ای تکیه گاه آرامش بخش ! دوست دارم سر بر پنجره قلبت کوبم و تو با مهربانی
 
           در به رویم باز و عشق مرا پذیرا باشی . دوست دارم دست در آستانت و سر به شانه ات
 
           نهم تا لذت عاشقی را حس کنم ، نازنین من من هر کجا باشم فقط گرمی آغوش تو را خواهانم .
 
                        
           خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند ,حیف من زاده ی امروزم. خدایا جهنمت فرداست
                                                       , پس چرا امروز می سوزم
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 11:16  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

باسلام خدمت تما دوستانی که مرا تا این مدت یاری کردند....

می دونی چرا این حرفو می زنم به خاطر این است که

بعد از ۳ سال فهمیدم که عشق فقط لاف زدن بچگانه است که عشق فقط حرفهای بی خودو سرکاری است .....

عشقی نیست جز سرگرمی برای عده ای حرف برای گفتن زیاد دارم اما خود طاقت گوش دادن ندارم ...خنده دار است نه اینکه خودم نمی تونم جلوی خودم حرف دلمو بزنم ....فقط یک چیزی که دراین مدت نصیب شد و بود ...

جـــــــــــــــــــدايـــــــــــــــــــــــي خوب شايد بگيد همين هم از سرت زيادي است درسته هرطوري كه شما عزيزان نظر مي دهيد

مي نويسم اما خيلي دير به دير برام دعا كنيد واقعا سخته برام و ازتون مي

خوام فراموشم نكنيد و برام دعا كنيد .....

 

نفرین بر دیدار...

کاش در خلسه شیرین مهربانیها می ماندم

کاش سوسوی خاموش آرزوهایم بس بود

نفرین بر نگاه

این تشنه بر دریا افتاده

کاش می دانستم که این گاه گاهِ عاشقی دلخوش ندیدنهاست

دلخوش نگاههای بدست نیامده

و چه تلخ است که میبینی سیلابهای بی امان آرزوهایت را می برند...

بازگشتم

از بیداری خلسه ام بازگشتم

با دستهایی خالی از چشم

و نگاهی لبریز از هیچ

بازگشتم و گم شدم در راههای پیچ در پیچ هیاهوی مردم...

دیگر به دیدارت نخواهم امد

خوشا در هنگامه عاشقی از شوق انتظار مردن

خوشا در انتظار ماندن

خوشا انتظار انتظار انتظار انتظار

و من چه هیچم بی انتظار

 

 

اي دل ساده بکش درد که حقت اين است

از زمانه بشو دلسرد که حقت اين است

هر چه گفتم مشو عاشق نشنيدي

 حالا همچو پائيز بشو زرد که حقت اين است

ديدي آخر دم مردانه به جز لاف نبود

بکش از مردم نامرد که حقت اين است

آنچه بر عاشق دلخسته روا دانستي

 فلک آخر سرت آورد که حقت اين است

 

 

اخرين لحظه ي رفتن تو يادم نمي ره
اشكا دونه دونه رو گونه ي من نشسته بود
دلم از جور زمونه خسته بود
وقتي كه تو بوسه هاتو مي دادي


انگاري اتيش به قلبم مي زدي
نوبت من كه رسيد انگاري ديرت شده بود
عشق بي دليل من دست و پا گيرت شده بود


با نگاه تو به ساعت دل من شكست و ريخت
شيشه ي عمر منم تموم شدو هيشكي نديد
تو مي رفتي رو تن برگاي خيس


فكر مي كردم تو خيالت كسي نيست
عمريه چشم به درم منتظر نامه هاي سالي يه بار
من مي خوام ببينمت تو و خدا فقط يه بار


به خدا دلم ديگه جاي شكستن نداره
پيش قلب بي وفات نگاه من كم ميا ره


امان از خوش خيالي در به دري اوارگي
ديگه لعنت مي فرستم به تو لعنت زندگي

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 10:34  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

نگو نه نگاه تو نامهربون بود نازنین


گل لبخند تو مال
دیگرون
بود نازنین
 
بقیه شازده بودن و عاشق تو پاپتی بود


میون شازده ها بی نام و نشون بود نازنین

 
آره
اون چیزی نداشت
اما به پات هر چی می ریخت


اگه جونشم می داد
از دل و جون
بود نازنین

 
حسرت
دستای تو برای من بود همیشه


حیف که گرمی شون برای
دیگرون
بود نازنین
 
من بهارم پای انتظار اون
چشما
گذشت


وقتی برگشتی که فصل ما
خزون
بود نازنین
 
نگو دیوونه بودم دیوونگی واسه ام
کمه


اسم احساس من اون روزا
جنون بود نازنین

 

بگذار که در حسرت ديدار بميرم


در حسرت ديدار تو بگذار بميرم


دشوار بود مردن و روي تو نديدن


بگذار به دلخواه تو دشوار بميرم


بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ


در وحشت و اندوه شب تار بميرم


بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب


در بستر اشک افتم و ناچار بميرم


بگذار چو خورشيد گدازنده مسفام


در دامن شب با تن تبدار بميرم


بگذار شوم سايه ايوان بلندت


سويت خزم و گوشه ديوار بميرم


ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست


تا از غم عشق تو دگر بار بميرم


تا بوده ام اي دوست وفادار تو بودم


بگذار بدانگونه وفادار بميرم


سيمين بهبهانی

 http://sweetscentoflove.blogfa.com/   من ترا بوسيدم

                                                    تا فراموش كنم قصه شيدايي راhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
                                          http://sweetscentoflove.blogfa.com/     تا بياميزم با رنگ هوس
                                                     واپسين لحظه تنهايي راhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
                                              http://sweetscentoflove.blogfa.com/    من ترا بوسيدم  
                                                         بهر تو از ره دور http://sweetscentoflove.blogfa.com/
                                        http://sweetscentoflove.blogfa.com/   ارمغان دگري آوردم
                                                مخمل نرم نوازشها راhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
                           http://sweetscentoflove.blogfa.com/     بر لب گرم تو جاري كردم
                        بيگناهم به خدا خنده و دعوت و اغوا از توستhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
                                             http://sweetscentoflove.blogfa.com/   اي سراپا ترديد
                                             موجم و دامن دريا از توستhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
                                           http://sweetscentoflove.blogfa.com/  آتشم واي مكن خاموشم
                                                           اي سرا پا ترديدhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
                                          http://sweetscentoflove.blogfa.com/   اي اميد گذران!!!مرو از آغوشم...
                                                                 http://sweetscentoflove.blogfa.com/     براي كسي كه مثل خون تو رگهامهhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
 
بی تو يک بوسه ی فراموش شده ام؛ يک شعر پر از غلط؛ يک پرنده ی بی آسمان؛ يک نسيم سرگردان؛ يک رويای نا تمام.
من بی تو بهاری غريبم که در برف متوقف مانده؛ يک جويبار سرد که هيچ وقت به دريا نمی رسد.
يک عشق با شکوه که مجالی برای شکفتن ندارد.
بودنت زود گذشت؛ و نبودنت را هنوز باور نمی کنم...
 
هیچ وقت با خودت فکر کرده ای که انتهای این عشق ها چیست خرد شدن معشوقه های بی پروا و کم سو شدن امیدهای پوشالی و چیزی که آغاز شد باید پایانش را هم باور داشت.
                                            عیدتون مبارک باشه
                                         
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 10:6  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

خار مهربون...

غنچه از خواب پريد

   و گلی تازه به دنيا آمد

   خار خنديد و به گل گفت:سلام

   و جوابی نشنيد ٬ خار رنجيد ولي هيچ نگفت

   ساعتی چند گذشت: گل چه زيبا شده بود

 

   دست بی رحمی آمد نزديک٬ گل سراسيمه ز وحشت افسرد

   ليک آن خار در آن دست خليد و گل از مرگ رهيد

   صبح فردا که رسيد

   خار با شبنمي از خواب پريد

   گل صميمانه به او گفت....  سلام

گفتي بيا باران را به بيقراري دلها تعارف كنيم


چتر به دست گرفتيم و


راه افتاديم


گفتي ديگر از صداي صاعقه نمي ترسم

 
حالا خوب مي دانم

 
اين صداي مهيب ‍؛ همان لحن خيس و ساده باران است

 
كه گاهي
از هياهوي ابرها خسته مي شوند

 
مي آيند روي زمين تا كمي ستاره ها را تماشا كنند
و اگر هم دستشان رسيد

 
از درخت بي سايه اي سيب سكوت بچينند

 
آنوقت از مرگ واژه ها در زمين به آسمان شكايت كند
گفتي باران را دوست دارم

 
حتي اگر از سادگي هايم پيش ابرها بد بگويد ...
 


+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 7:30  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 

mt.hamtaraneh.com

من شکستم ،آری ! تو شکستم دادی

من غریبم !آری، تو غریبم کردی
 
تو مرا همچون شمع از سر جور و جفا سوزاندی
 
تو مرا بر در و دیوار بدی کوباندی
 
تو مرا از بودن  تو  مرا از من  و از ما و تو از پنجره ها ترساندی
 
تو مرا از فردا تو مرا از دریا ترساندی
 
من اسیرم !آری تو اسیرم کردی
 
بی خبر از باران تو کویرم کردی
 
من شکستم آری !تو شکستم دادی
mt.hamtaraneh.com
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخت پار بر موج رها رها رها من

زمن هر آنکه او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی

نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

نه چشم دل به سویی

نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ستاره ها نهفتند در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

هوای گریه با من

ستاره ها نهفتند در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

هوای گریه با من

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

هوای گریه با من

نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخت پار بر موج رها رها رها من

زمن هر آنکه او دو

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من

 
 
 
 
 
 
 
 
mt.hamtaraneh.com
 
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 7:57  توسط (¯`·._.TALA._.·´¯) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
قدر هر چه گل ديدم مرا آزار کردی تو
خيانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو
عجب ديوانه بودم من که بستم دل به چشمانت
و کار قلب اين دیوانه را دشوار کردی تو
چقدر از التماسم پيش مردم آبرويم رفت
چقدر اين چشم ها را پيش مردم خوار کردی تو
شنيدم بارها با ..........وليکن حيف
شهامت مال هر کس نيست پس انکار کردی تو
چقدر اشعار زيبايی برايم خواندی و گفتی
و بازی با دل بيمار من بسيار کردی تو
نمی بخشم تو را ، او را و هر کس را که بد باشد
خدایم خود تلافی می کند هر کار کردی تو
دلم را ديگر از هرچه نگاه و آرزو کندم
تمام پنجره های مرا ديوار کردی تو
چه حسنی داشت درد اين شکست تلخ ميدانم
مرا از خواب عشق و عاشقی بيدار کردی تو



نوشته های پیشین
آبان 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
نویسندگان
(¯`·._.TALA._.·´¯)
طلا24
پیوندها
•عاشقانه ها •
•مريم زلزله•
•عاشق بي معشوق =مسيح •
•دل پر•
•آرزو•
•آرزوها •
•سرزمين عاشقان•
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

.